تبليغاتX
گيلان .гилан.Guilan
قووه دئر کسُونه رُ (صاحیبُنه قودرت رُ) مردوم دو فره(جلگا) ایسسد : افزَار- دوشفند "نیچه"
ای رو اخرفوچورده بی و موردهئون پاکه سر بومای ! اخر  تی دیل هودید بزه یو ای گرش می مزار  سر بومای - تی دس برار خئنه ور بوای- ، جوکه نزن ، قوشمادا نبو ، بوک نئر،  دبو و ونگاچه نیس ،. ایسه کی ائرو ایسای خوشیئ موردهئوناجی باموج .   جندر ! کی چوط گل جیر خوتد و آسومون توکالی باهئون فاندرسترد ، بئن کی چوط خوشن تاماچه ایساد و کلاجن و ازه دارنه چرچرون امرا سرخوشد.

مو ائر، گل جیر، خوشم ، تونانی خوش ببو.  ویری ، ایسابو اواز دراگن . امی فاصیله هیچی نئه ، هی قبر سنگ .بدا تی رخاصی می فبر سنگ بپرکئنی، بدار امی خوشی سو، تارکینا  فاصیلونه دکلئنی.......

 

ترجمه ی فارسی :

اگر روزی دمق بودی و به پاتوق مرده ها آمدی  ! اگر دلت فتوا داد و یکبار  بر سر  مزارم آمدی – به خانه ی رفیقت- ، کز نکن ، پریشان مباش، بغض نکن، حیران و گریان نباش. حالا که اینجایی شاد بودن را از مردگان بیاموز. نظری کن ! که چگونه در زیر خاک آرمیده اند و ابرهای قله ی آسمان را می نگرند ، ببین که چگونه خودشان خموشند و با شادی کلاغها و درختان آزاد سرخوشند.

من اینجا، زیر خاک، خوشم ، تو هم شاد باش . برخیز ، ایستاده  بزن زیر آواز .فاصله ی ما هیچ نیست ، این سنگ قبر است . بگذار رقص تو سنگ گورم را بلرزاند ، بگذار روشنای خوشی ما ،تاریکی فاصله ها را ویران سازد....

 

( برای مشاهده ی ترجمه ی برخی از کلمات  روی ادامه مطلب کلیک کنید ) 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Thu 4 Dec 2008ساعت 14:52  توسط بهرام كريمي (Durag)  | 

چنین اتفاقی در وزارت ارشاد سابق کفن پوشان را تحریک می نمود!!!

چنین اتفاقی در وزارت ارشاد سابق کفن پوشان را تحریک می نمود!!!

http://aftab.ir/photoblog/page.php?id=1330

+ نوشته شده در  Wed 3 Dec 2008ساعت 3:34  توسط بهرام كريمي (Durag)  | 

 

 بخش اول: لهجه و گويش

   در بسياری از متون دانشگاهی زبان‌شناسی و به خصوص جامعه‌شناسی زبان (نام تعداد بسیار معدودی از آن‌ها در پايان اين مقاله موجود است) لهجه (accent) دربرگيرنده‌ی کليه‌ی ويژه‌گی‌های تلفظی و آوايی کلام تعريف شده است. به عبارت ديگر، نحوه‌ی تلفظ کلام هم در سطح فردی و هم جمعی، لهجه بوده و مسلمن با افزايش افراد، افزايش دگرگونی‌های تلفظی را نيز شاهد خواهد بود.

   شايد ذکر چند نمونه در اين زمينه مفيد واقع شود. خواننده‌گان کرمانی واقف‌اند که «ق» را به گونه‌يی خاص خود تلفظ می‌کنند. کافی است يک تهرانی از هم‌ميهن کرمانی خود بخواهد که واژه‌ی «دقت» را بگويد تا متوجه شود که بايد تمرين کرده تا بتواند مانند دوست کرمانی خود «دقت» را تلفظ کند.

   هم‌چنين خواننده‌گان حتمن با فردی روبه‌رو شده‌اند که نحوه‌ی تلفظ وی سريعن اصفهانی بودن ايشان را آشکار ساخته است. مثال ديگر دوستان يزدی هستند که با قرار دادن تکيه‌ی اوليه (primary stress) لغات بر سيلاب اول آن‌ها، تلفظی خاص خود دارند.....(روی ادامه مطلب کلیک کنید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Sat 22 Nov 2008ساعت 3:6  توسط بهرام كريمي (Durag)  | 

برای دیدن عکس روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Sat 22 Nov 2008ساعت 2:56  توسط بهرام كريمي (Durag)  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Sat 22 Nov 2008ساعت 2:25  توسط بهرام كريمي (Durag)  | 

منبع : http://www.kas-kooli.blogfa.com

+ نوشته شده در  Sat 22 Nov 2008ساعت 1:36  توسط بهرام كريمي (Durag)  | 

متخلص به : ه.الف.سایه

او در ۲۹ اسفند ۱۳۰۶ در رشت متولد شد و پدرش آقاخان ابتهاج از مردان سرشناس رشت و مدتی رئیس بیمارستان پورسینای این شهر بود.

ابتهاج سرپرست برنامه گل‌ها در رادیوی ایران، پس از کناره گیری داوود پیرنیا و پایه‌گذار برنامه موسیقایی گلچین هفته بود.[۱] تعدادی از غزل‌های او توسط خوانندگان ترانه اجرا شده‌است.

ابتهاج در جوانی دلباخته دختری ارمنی به نام گالیا شد که در رشت ساکن بود و این عشق دوران جوانی دست مایه اشعار عاشقانه‌ای شد که در آن ایام سرود. بعدها که ایران غرق خونریزی و جنگ و بحران شد، ابتهاج شعری با اشاره به همان روابط عاشقانه‌اش با گالیا سرود.......

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Sat 22 Nov 2008ساعت 1:28  توسط بهرام كريمي (Durag)  | 

به گزارش مهر، دفتر مطالعات مرکز پژوهش هی مجلس شورای اسلامی در پاسخ به درخواست رمضانعلی صادق زاده نماینده و عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس تصریح کرد که پهنه آبی شمال ایران در حال حاضر در داخل کشور به نام دریای خزر شناخته می شود و این در حالی است که در سطح بین المللی آن را به نام caspian sea می شناسند، اعراب نیز آن را بحر القزوین می نامند
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Sat 22 Nov 2008ساعت 1:22  توسط بهرام كريمي (Durag)  | 

به   تو    که می‌گويی : گيلک بی‌غيرت است؛

بله نارفيق، گيلک بی‌غيرت است و تو باغيرت....... ( لطفا روی ادامه مطلب کلیک کنید )

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Sat 22 Nov 2008ساعت 1:12  توسط بهرام كريمي (Durag)  | 

اهالی روستای تهران که نامش از سده ششم هجری به کتاب های جغرافی دانان اسلامی راه یافته است، همچون دیگر مردمان ناحیه ری و قصران از تیره آریایی بودند
خودرویی ناگهان از فرعی به اصلی می پیچد و راننده پایش را محکم روی ترمز می گذارد. پس از رد و بدل شدن جملات رکیکی میان دو راننده، خودرویی که خلاف کرده بود می رود و راننده دیگر غرولند کنان می گوید: "هر کس و ناکسی زمینش را در شهر و دهاتش فروخته، یک ماشین خریده و آمده تهران. اینها را چه به ماشین سواری؟ شهر شده پر از غربتی، از هر صد نفر یکی تهرانی نیست."

این راننده ممکن است خودش ته لهجه اصفهانی، آذری یا مشهدی داشته باشد اما گویی در تهران رسم است که همه خود را تهرانی زاده اصیل و دیگران را شهرستانی یا به گونه تحقیرآمیز "دهاتی" بدانند!

 

+ نوشته شده در  Sat 22 Nov 2008ساعت 1:1  توسط بهرام كريمي (Durag)  | 

 
وب‌موجی
:: آرشيو وب‌موجی
:: نمايش اين لينک‌ها در وبلاگ شما free counters engelisi

long live women's liberation